هرچه می‌خواهم مطلب اصلی وبلاگ را از حوزه سیاست داخلی خارج و از مطالب دیگری استفاده کنم، شرایط زمانی و جو سیاسی جامعه و مهمتر از همه، بازخوردهای مطالب و دیدگاه‌های سیاسی در مطالب و روزنوشت‌های گذشته، که در کامنت‌ها و ایمیل‌های خصوصی نمایان است باعث شد تا بازهم حوزه سیاست داخلی و موضوع سیاسی روز، یعنی انتخابات و حوادث بعداز آن را انتخاب کنم.

اما مطلب پیش‌رو، از نوشته‌های من نیست، بلکه متن یکی از کامنت‌هایی است که در مطلب پیشین سایت با عنوان "آقای موسوی، یادتان نرود! چون ما یادمان نمی‌رود" توسط یکی از بازدیدکنندگان محترم، در پاسخ به فحاشی‌ها و بعضاً استدلال‌های بدون مدرک و سند مدعیان داده شده بود.

پیشنهاد می‌کنم مطلب مورد نظر و پیام‌های آن را بخوانید تا هرچه بیشتر در فضای موضوع قرار بگیرید. برخی نام‌های هم که در متن پیام آمده، مربوط به نویسندگان برخی کامنت‌ها می‌باشد.

لازم می‌دانم که در اینجا از نویسنده محترم آن پیام، سرکار خانم "فاطمه الف" تشکر و قدردانی نمایم.
امیدوارم همه ما با نگاهی منطقی و بر پایه‌ی استدلال‌های عقلی به طرفداری یا نقد شخص، گروه و یا جریان خاصی بپردازیم.

 

 

 در زیر، متن پیام را بدون هیچ گونه تغییر ودخل و تصرف و فقط با تغییراتی در نحوه چیدمان می‌آورم.



 

فاطمه الف    چهارشنبه، 18 شهریور 88 :: 11:45 بعدازظهر

به آقای سید نصرالله عرض کنم که این رای اکثریت مردم بود که نتیجه‌ی انتخابات رو تعیین کرد، نه رهبر.
رهبر هم یک رای داشتند مثل همه‌ی ما. بنابراین شکست خودتون در انتخابات رو پای عدالت رهبر نذارین.
در ضمن شما می‌تونید تا ابد دنبال پس گرفتن رایتون بدوید، اما به شرطی که بعنوان یک جناح اقلیت، بتونید از اکثریت، رایتون رو پس بگیرید.

یک آدم متمدن اجتماعی، به رای اکثریت احترام میذاره، نه اینکه جر بزنه و مث بچه‌ها گریه کنه و پا بکوبه و بگه من قبول ندارم و باید همونی بشه که من می‌خوام. ---------

حالا خطاب به آقای مبارز! هی آقای مبارز! آقای مبارز! گوشاتو خوب وا کن! هی خیلی خوشحالم که ثابت کردی که خس و خاشاک، آدمای فحاشی مثل تو هستند که هنوز توان حضور در یک بحث سالم رو ندارن، اما ادعای دموکراسی و آزادی بیان می‌کنن. فحاشی تو منو یاد کنفرانس برلین انداخت. یادت میاد هم پالکی‌هات رو در اون کنفرانس؟ یادته چطوری پرخاش می‌کردن و فحش می‌دادن؟
الآن هم همونا دارن اونور آب واستون کف می‌زنن و گلوشون رو پاره می‌کنن. بوی صندلی قدرت به دماغشون خورده. خس و خاشاک، امثال تو هستند نه اون 40 میلیونی که در انتخابات شرکت کردند.
در ضمن اگه تو فیلم تجاوز رو دیدی، چرا یه نسخه‌اش رو به کروبی نمی‌رسونی که بیچاره شبا ول و و‌ یلون کوچه‌ها و خیابونا، دربدر دنبال مدرک نگرده. می‌ترسم همین روزا یه عده رو اجیر کنه که برن به یه عده‌ی دیگه تجاوز کنن تا شاید بتونه یه مدرک به دادگاه ارایه کنه.

اونی که دولت کودتا رو انداخت توی دهن آدمای ساده‌لوحی مثل تو، الآن دو هفته‌ست که رفته لندن. حالا کی برمی‌گرده، با خداست.
اونایی هم که باعث مرگ هر کسی شدن، خاتمی آب زیر کاه و موسوی هستن که فکر کردن اینجا سر گردنه یا پشت کوههای افغانستانه که می‌تونن با هوچی گری و اوباش بازی، زور بگن.

یادمون نرفته اون خاتمی موذی رو که چطور 8 سال مردم رو با گفتگوی تمدنها، گذاشت سر کار. آخرشم ادب و نزاکت این گروه اصلاح طلب رو، در دانشگاه دیدیم که داد می‌زد: ساکت! وگرنه میدم از همین در بندازنتون بیرون. هه، آخه می‌دونین که: ادب مرد به ز دولت اوست!!! مخصوصا اگه 8 سالت هم تموم شده باشه و دیگه احتیاجی به رای مردم نداشته باشی!!!

آقای مبارز! برو بجای هوچی گری و فحاشی، سبز رو از گردن سگهای بالای شهری باز کن بیار همینجا پایین شهر پیش خودمون و ببند به گردن خودت و شبای قدر بشین و یه کم به رفتار و گفتار خودت و هم مسلکات فکر کن. فکر کن که چرا امثال تو اینقدر فحاش هستید. چرا امثال تو اینقدر زود باور هستید. چرا فکر می‌کنی همه‌ی کسانیکه کشته شدند، طرفدار موسوی بودند؟ اون سرباز جلوی مهد کودک رو کی کشت؟ اون دو تا خانمی که توی مهد کودک کار می‌کردند رو کی کشت؟ تو که کلی فیلم و مدرک دیدی، اون فیلم رو هم دیدی که همین طرفدارای موسوی از دیوار پاسگاه، رفتن توی حیاط پاسگاه و اونجا رو آتیش زدن؟ دیدی که دارن از دیوار پاسگاه میرن تو، تا اسلحه گیر بیارن؟ من این فیلم رو در بی‌بی‌سی دیدم. داشتن می‌رفتن توی پاسگاه، بعد می‌گفتن چرا سربازها دارن بما شلیک می‌کنن؟

شماها اینقدر روتون زیاد شده که دیگه به 13 میلیون راضی نیستین و خودتون رو 70 میلیون می‌دونین. شما مثال همون "صم عمی" هستید که خدا میگه. مرادتون توی تلویزیون داشت از ادب مرد، داد سخن می‌داد که یهو به مجری برنامه پر ید و شروع کرد به پرخاش کردن. آخه می‌دونی که آموزش عملی، تاثیر گذار تر از ادعاست!!! فکر کنم اون موقع، ادبش رفته بود بالای درخت.

سردمدار شما همون خاتمیه که میگه دین مال چهار دیواری خونه‌ست. اما یادش رفته که اگه اینطور باشه، پس باید اول از همه خودش بره کنج خونه‌اش بشینه، چون لباسش رو نمی‌تونه منکر بشه. البته حیف اون لباس که یه عده، واسه رد گم کردن، بسرشون کشیدن. همین روزاست که مث ابطحی، خلع لباس بشه.

یه سوال هم ازت دارم: زمان موسوی و هاشمی و خاتمی هم کسی جرات می‌کرد اینطوری که تو فحاشی کردی، بکنه و به رییس جمهور یا نخست وزیر وقت، بگه حر... ؟
دیدی احمدی نژاد کاری به کارت نداره؟ حالا کی دموکرات تره؟ احمدی نژاد یا موسوی که وقتی نخست وزیر بود، برای مردم بخشنامه داده بود که چه لباسی و چه کفشی بپوشن؟ برو بخشنامه‌اش رو بخون تا سرت رو بکوبی به دیوار از اون همه تحجر. ( خانمها کفش پاشنه بلند نپوشن. آقایون پیراهن یقه‌ی بسته بپوشن ..........).
موسوی یه عتیقه‌ی ز یر خاکی بود که حالا یه بار دیگه خودش را و تمام اصلاحات رو زنده بگور کرد. بسلامتی این زنده بگوری، فاتحه مع الصلوات!


نوشته شده در  پنج شنبه 88/6/26ساعت  5:52 عصر  توسط اسما 
  نظرات دیگران()

سالروز تولد مهدی فاطمه(عج) بهانه‌ای‌ است برای عرض تبریک و تهنیت، اما در این میان به نظر می‌رسد که بسیاری از ما، مفهوم و حقیقت انتظار و منتظر را نمی‌شناسیم.

نمی‌دانیم که فرق منتظر ظهور بودن با، در انتظار ظهور بودن چیست.

شاید هنوز نمی‌دانیم؛
ظهور چه کسی؟
چه چیزی؟
چرا انتظار؟
چرا منتظر؟
چرا ظهور؟

قرن‌ها و سال‌ها و ماه‌ها و روزها آمده‌اند و رفته‌اند و شاید من محب اهل بیت(ع) هنوز نمی‌دانم که؛
چرا باید او بیاید!
اصلاً او باید بیاید یا ما باید بریم؟!
از کجا می‌آید؟
به کجا باید برویم؟
چرا 1400 سال است که نیامده؟

خدای مهدی(عج)، این فاصله 1400 ساله ما با یوسف زهرا را از میان بردار، تا ببینیم حکومت صالحان را.

گفته‌اند:
به انتظار نباید نشست؛ به انتظار باید ایستاد.

اما من گمان می‌کنم برای رسیدن به حقیقت انتظار، حتی باید دوید.

بعد نوشت:
یکی از دوستان وبلاگ نویس، این متن را به انگلیسی ترجمه و در وبلاگشان منتشر کرده‌اند که می‌توانید از اینجا آن را بخوانید.
با تشکر از ایشان.


نوشته شده در  پنج شنبه 88/6/26ساعت  5:52 عصر  توسط اسما 
  نظرات دیگران()

خواهشاً به بعضی‌ها برنخورد و جوگیر هم نشوند!
تقصیر خودتان است!

نماز جمعه اولی‌ها را که یادتان هست.

راهپیمایی "روز قدس اولی‌ها" [البته اگر بیاید و اگر آن‌هایی که می‌آیند، مسیر را اشتباهی نروند!] باید دیدنی باشد!

راستش ایده‌ی این تیتر و مطلب، از کامنت‌های یکی از مطالب وبلاگ "تقلب سبز" به ذهنم خورد.

خواندن این پست وبلاگی هم خالی از لطف نیست.

با دقیق شدن در پیام‌های برخی بازدیدکنندگان سبز! و پاسخ‌های نویسنده وبلاگ، به نوع نگاه و همچنین شعار "ادب مرد به ز دولت اوست!!!" سینه‌چاکان تفکر میرحسنیسم! بیشتر آشنا می‌شوید.

مطلب مرتبط:
.: میر حسین موسوی! و حکایتی که همچنان باقیست.


نوشته شده در  پنج شنبه 88/6/26ساعت  5:52 عصر  توسط اسما 
  نظرات دیگران()

قبه الصخره مسجد الاقصی نیست!؟

مسجد الاقصی را باید یکی از مقدس ترین اماکن اسلامی برای مسلمانان جهان توصیف کرد. این مسجد اولین قبله مسلمانان جایی که در دوران پیامبر گرامی اسلام حضرت محمد مصطفی(ص) ایشان به سوی این مسجد به اذن خداوند نماز بپا می داشتند و همچنین سومین حرم شریف پس از مسجد الحرام و مسجد النبی در مکه و مدینه است .

 


مسجد الاقصی به گواه تاریخ نویسان دومین مسجد ساخته شده بر روی زمین پس از بیت الله الحرام محسوب می شود. نقل است که " حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال پس از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است.
بنابراین صرف نظر از اعتقادات دینی ما مسلمانان ، قدمت ساخت این مسجد به بیش از یکهزار سال نیز سبب توجه جهانی به این مسجد خواهد بود.
در قرآن مجید آمده است " سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".
توصیف مسجد الاقصی:
مسجد الاقصی شامل منطقه ای است مستطیل شکل در جنوب شرقی شهر قدس که دور تا دور آنرا دیوار در برگرفته واین دیوارها هم در داخل دیوارهای بخش قدیمی شهر قدس قرار گرفته اند.
مساحت مسجد حدود 144 دونم (هر دونم هزارمتر مربع) است وشامل مسجد الاقصی ، قبه الصخره به همراه آثار دیگری که تعداد آنها به 200 اثر می رسد .مسجد الاقصی بر فراز فلاتی کوچک به نام فلات موریا ساخته شده است که "صخره" مشرفه بالاترین نقطه آن است ودقیقا در مرکز محوطه مسجد قرار گرفته است.
ابعاد مسجد از جنوب 281 متر ، از شمال 310 متر ، از شر 462 متر واز غرب 491 متر است .
این مساحت یک ششم مساحت بخش قدیمی شهر قدس را تشکیل می دهد .
این ابعاد از زمان ساخته شدن این مکان بعنوان مسجدی برای نمازگزاردن تغییر نکرده است وبر خلاف مسجد الحرام ومسجد نبوی در مکه مکرمه ومدینه منوره این محدوده در طول تاریخ خود شاهد توسعه مساحت نبوده  است.

مسجد الاقصی چهارده دروازه دارد که پنج یا چهار دروازه از آنها بعداز فتح این شهر توسط صلاح الدین بسته شدند این دروازه ها عبارتند از باب الرحمه از شرق ، باب المنفرد ، المزدوج والثلاثی در جنوب از دروازه های بسته شده بودند.
اکنون ده دروازه همچنان باز می باشد که عبارتند از : باب المغاربه (النبی) ، باب السلسله (باب داوود) ، باب المتوضا (باب المطهره)، باب القطانین ، باب الحدید ، باب الناظر و باب الغوانمه (باب الخلیل) که همگی در قسمت غربی ونیز باب العتم (باب شرف الانبیاء) ، باب حطه ، باب الاسباط هم در بخش شمالی واقع اند.
مسجد الاقصی دارای چهار گلدسته است.
نام ها :
مسجد الاقصی
نامی است اسلامی که خداوند برای این مکان برگزیده ودر قرآن کریم به آن اشاره شده است .
" سبحان الذی اسرى بعبده لیلاً من المسجد الحرام الى المسجد الاقصى الذی بارکنا حوله لنریه من آیاتنا إنه هو السمیع البصیر".
اقصی به معنای دورترین است ومقصود از آن اینکه این مسجد نسبت به دو مسجد بزرگ دیگر مسلمانان در مکه ومدینه دورتر ست.
مسجد الاقصی پیش از آنکه این نام در قرآن ذکر شود به بیت المقدس معروف بود.
مسجد الاقصی به اشتباه حرم قدسی شریف خوانده می شود این در حالی است که توصیف حرم تنها برای مسجد الحرام ومسجد النبی می باشد.
مهمترین آثار موجود مسجد الاقصی (حرم شریف)
مقصود از حرم شریف، آن منطقه قرار گرفته بر روی تپه کوچک و یا سکوی مختلف الاضلاع واقع در ضلع جنوب شرقی بخش قدیمی شهر قدس می باشد. ابعاد اضلاع محدوده حرم شریف بدین شرح است.
ضلع جنوبی ( 281 م )
ضلع شمالی ( 310 م )
ضلع شرقی ( 462 م )
ضلع غربی ( 491 م )
این منطقه از دو ناحیه جنوبی و شرقی به حصار شهر که تاریخچه آن به دوران اسلامی سلسله ایوبی ها، مملوکی ها و عثمانی باز می گردد، احاطه شده است. واما از دو ناحیه شمالی و غربی، مسجد به رواقهایی احاطه شده که در دوران ایوبی ها و مملوکیان ساخته شده بود.
مسجدالاقصی از تعدادی ساختمان تشکیل شده است که به همراه مساجد ، گنبدها ، رواق ها ، منابر ، گلدسته ها وغیره به 200 اثر می رسند.
قبه الصخره
قبه الصخره (گنبد صخره) ساختمان هشت ضلعی است که گنبدی طلایی بر آن قرار گرفته است ، موقعیت آن به نسبت مسجد الاقصی به مانند قلب در بدن انسان است ودقیقا در سمت چپ مرکز آن قرار گرفته است ، این گنبد به مثابه گنبد تمامی این محوطه محسوب شده ویکی ازقدیمی ترین وعظیم ترین آثار اسلامی شاخص است.
علت نامگذاری آن به این اسم وجود صخره ای در داخل آن است که از روی آن پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله وسلم) به آسمان عروج کردند ودر واقع بلند ترین بقعه مسجد الاقصی هم محسوب می شود.
قبه الصخره اکنون مصلای زنان در مسجد الاقصی است ، این صخره آنگونه که گفته می شود دیگر بین زمین وهوا معلق نیست بلکه غار کوچکی در زیر آن قرار دارد.
مسجد قبلی (با کسر قاف وتسکین)
این مسجد در بخش جنوبی مسجد الاقصی به طرف قبله قرار گرفته است واز این رو به مسجد جامع قبلی شهرت یافته است ، این مسجد با گنبد طوسی رنگش اکنون مصلای اصلی مردان است .این مسجد در محلی که عمر بن الخطاب در زمان فتح قدس در سال 15 هجری در آن نماز گذارد ساخته شده است ، بنای این مسجد را عبد الملک بن مروان آغاز وپسرش ولید بن عبد الملک آنرا به پایان رساند.
مصلای مروانی
این مصلی زیر مسجد الاقصی در بخش جنوب شرقی واقع است .
اقصای قدیم
اقصای قدیم زیر مسجد قبلی قرار گرفته است ، آنرا امویان ساختند تا مدخلی اختصاصی برای آنها از کاخ های امویه به داخل مسجد الاقصی باشد ،
مسجد براق :
این مسجد در کنار دیوار براق (جایی که نقل است پیامبر زمان معراج اسب خود را به این دیوار بست که وجه تسمیه این دیواردر واقع به دلیل این است که نام اسب پیامبر(ص) براق نام داشت) قرار گرفته است.
مجموعه سقاخانه ها وچاه های اطراف الاقصی هم جزو آثار آن می باشند.
مدرسه اشرفیه به همراه تعداد زیادی از مدارس در اطراف مسجد الاقصی بنا نهاده شده اند.
دروازه های دایر در مسجد الاقصی:
ضلع غربی:
باب المغاربه ــ دروازه مغربی ها ـ (به دروازه نبی نیز معروف است)، دروازه سلسله (به دروازه داوود هم موسوم )، باب المتوظأ ـ دروازه وضو دار ـ ( دروازه مطهر نیز گفته می شود )، دروازه القطاطین، دروازه آهن (به دروازه آرگون هم معروف است)، دروازه الناظر (به نامهای باب علاء الدین بصیری، باب میکائیل، باب الحبس و باب المجلس نیز شناخته می شود)، دروازه غوانمه ( دروازه الخلیل و باب الولید هم نامیده می شود).
ضلع شمالی:
دروازه العتم (معروف به دروازه شرف الانبیاء،‌ داوودیه و فیصل)، باب حطه و باب الاسباط .
حرم شریف دارای چهار مأذنه (گلدسته) به شرح ذیل می باشد .
ـ گلدسته باب المغاربه واقع در گوشه جنوب غربی حرم شریف0
ـ گلدسته باب السلسله واقع در ضلع غربی حرم شریف و نزدیک به باب السلسله.
ـ گلدسته باب الغوانمه واقع در گوشه و کنج غربی حرم شریف.
ـ گلدسته باب الاسباط واقع در ضلع شمالی حرم شریف.
حرم شریف مجهز به منابع آبی بوده و مسلمانان در طول تاریخ اسلامی این حرم شریف به حفر چاهها، ساخت منبع آبی، آبدار خانه و سقا خانه ای که همگی در محوطه حرم پراکنده اند، همت گماشتند .
امور اداری ومالی حرم شریف امروزه توسط سازمان اوقاف اسلامی تابع وزارت اوقاف و امور اماکن متبرکه اسلامی مستقر در امًان اداره می شود. دفاتر و مؤ سسات اداره اوقاف اسلامی چون، موزه اسلامی، کتابخانه مسجد الاقصی، مدارس علوم دینی الاقصی و دار القرآن کریم و حدیث شریف نبوی و……، که در محوطه حرم احداث شده اند، به محدوده حرم شریف ملحق شدند.
تاریخ ساخت مسجد الاقصی
بر عکس آنچه که برخی هادر مورد مسجد الاقصی تصور می کنند مسجد الاقصی توسط عبد الملک بن مروان ساخته نشد بلکه او تنها قبه الصخره را ساخت. مسجد الاقصی بنایی قدیمی که اولین قبله گاه مسلمانان است این مسجد دومین مسجدی است که بر روی زمین ساخته شد ، ارجح آن است که حضرت آدم (علیه السلام) آنرا ساخته وزیر بنای آنرا چهل سال بعد از ساختن بیت الله الحرام بنا به دستور خداوند نهاده است. این بنا پیش از به وجود آمدن کنیسه ، کلیسا ، بارگاه ومعبد بوده است. بعد از آن مهاجرت حضرت ابراهیم علیه السلام از منطقه بین النهرین به سرزمین های مبارک در سال 1800 قبل از میلاد انجام گرفت وایشان اقدام به بالا بردن ستون های بیت الله الحرام کردند، بعد از آن هم اسحاق ویعقوب (ع) مسجد الاقصی را ترمیم کردند تا اینکه در سال 1000 قبل از میلاد این مسجد توسط حضرت سلیمان بازسازی شد. همراه با فتوحات اسلامی در سال 636 میلادی عمر بن الخطاب مصلی قبلی را بعنوان بخشی از مسجد الاقصی ساخت ، در دوره امویان قبه الصخره ساخته شده ومصلای قبلی نیز بازسازی گردید ، ساخت این بنا حدود 30 سال از سال 66 هجری تا 96 هجری (685 تا 715) به درازا کشید تا مسجد الاقصی به شکل فعلی آن در آید.
چرا یهودیان مدعی مسجدالاقصی هستند؟
بخش غربی وجنوبی صحن مسجد الاقصی اهمیت فراوانی برای یهودیان دارد. این دیوار به دیوار براق مشهور است وعلت نامگذاری آن به این اسم هم بسته شدن اسب رسول اکرم صلی الله علیه وآله وسلم (براق) به این دیوار در زمان معراج بود .
این دیوار 156 عرض و56 پا طول دارد ، برخی از سنگ های این دیوار 16 پا می باشند ، مسلمانان مسجدی را در این قسمت بنا نهادند.
در مقابل یهودیان ادعا می کنند که این دیوار بخش باقی مانده از دیوار " بارگاه سلیمان" است که هیردوس آنرا در سال 18 قبل از میلاد بنا نهاده بود.
با اینکه حفاری های صهیونیستی تاکنون از یافتن دلیلی برای این ادعا عاجز مانده است اما آنها همچنان بر این ادعای خود پافشاری می کنند.
در دوره عمر، شفقت مسلمانان نسبت به یهودیان باعث شد تا به آنان اجازه داده شود تا در کناراین دیوار به ندبه وزاری بپردازند ، تعداد یهودیان در آن زمان بسیار کم بود وعرض پیاده رویی که آنها در آن می ایستادند تنها 4 متر بود.
این پیاده رو جزو موقوفات خانواده ابو مدین الجزائری بود ویهودیان در عصر محمد علی سالانه 300 لیره به متولی آن پرداخت می کردند در عین اینکه هیچ حق قانونی در این مکان نداشتند.
دردوره قیمومیت انگلیس یهودیان به این مکان دست درازی کرده وادعای مالکیت آنرا کردند این امر منجر به قیام فلسطینیان علیه آنان شد ، قیام براق که در سال 1929 رخ داد باعث شهادت 116 نفر وزخمی شدن 232 نفر وزندانی شدن حدود یکهزار نفر دیگر از فلسطینیان گردید. ، مسئولین انگلیسی 26 نفر از زندانیان فلسطینی را به اعدام محکوم کردند ، کشتار بی رحمانه فلسطینیان مواضع جانبدارانه انگلیس از یهودیان وصهیونیستها باعث شد تا کمیته بین المللی حقیقت یابی تشکیل شود. این کمیته در پایان تحقیقات خود تاکید کرد مالکیت این مکان از آن مسلمانان است ، نظر این کمیته در ژانویه 1930 اعلام شد.
با این حال صهیونیستها همچنان ادعا می کنند که مسجد الاقصی بر روی ویرانه های بارگاه سلیمان برپا شده وتلاش خود را برای انهدام آن ادامه می دهند.
اشتباه نکنید!!
مسجد قبه الصخره، مسجدالاقصی نیست
ظاهراً موضوع اشتباه گرفتن مسجد الاقصی با مسجد القبه تا حدی به دلیل نزدیکی این دو بنا و قرار گرفتنشان همراه با برخی ابنیه ی دیگر در مجموعه ی حرم الشریف است.اما به نظر می رسد در ورای این تشابه ساده,مسئله مهم تری پنهان است,آنچنان که یکی از اساتید دانشگاه زاید امارات,چند سال پیش در نامه ای به یکی از نشریات چنین نوشت: بین مسجد الاقصی و مسجد القبه الصخره سردرگمی قابل توجهی وجود دارد.هرگاه در رسانه های محلی و بین المللی ذکری از مسجد الاقصی به میان می آید,در عوض عکسی از مسجد القبه نمایش داده می شود.دلیل اصلی این مسئله عدم اطلاع عموم مردم, هم راستا با توطئه های رژیم صهیونیستی است.در زمان اقامتم در ایالات متحده نیز بارها با این مسئله مواجه بودم.تا ان که اطلاع یافتم صهیونیست ها در امریکا چنین تصاویری را چاپ و متتشر کرده و گاه با قیمت بسیار اندک و حتی رایگان در اختیار اعراب و مسلمانان قرار می دهند.بدین ترتیب مسلمانان ان را به تمام نقاط –دیوار منازل و دفاتر کار-نصب می کنند. همین مسئله موید این است کهسران صهیونیستی می خواهد تصویر مسجد الاقصی را از اذهان مردم پاک کنند تا بتوانند آن را تخریب و معبد مورد ادعای خود را پنهانی بنا کنند و اگر کسی شکایت یا اعتراضی داشته باشد,به طور زنده تصویر مسجدالقبه را نشان خواهند داد و اظهار خواهند داشت که اتفاقی نیفتاده است."
مسجد القبه (قبه الصخره)
این مسجد در گرامیداشت معراج پیامبر بنا شد.بنای آن در سال 67هجری آغاز و در سال 71 هجری تکمیل شد. این مسجد متشکل از قاعده ای هشت وجهی است که دو راهروی هم مرکز هشت وجهی را در بر گرفته,آن ها نیز به نوبه ی خود جایگاه مرکزی دایره ای شکلی,حاوی صخره را احاطه کرده اند.گمان می رود,این همان صخره ای است که پیامبر اکرم(ص) در شب معراج پس از آن که با براق به مسجد الاقصی آمد,از فراز آن به آسمان رفت.در بالای قاعده ی هشت وجهی و بلافاصله در بالای دایره ای که صخره را احاطه کرده است,قبه ای دو لایه,با قطر 18 تا 20 متر و ارتفاع تقریبی 23 متر قرار دارد. گنبد طلایی این بنا به طرز جالب توجهی بر کل ساختمان احاطه دارد.بر دیوارهای درونی قاعده ی هشت وجهی و دیوارهای بیرونی,آیات قران کریم نقش بسته,که مجموعاً 210 متر از فضای آنها را در بر گرفته است.جای شگفتی نیست که مسجد القبه مناره ای ندارد,چرا که در واقع در دوره ی امویان مناره از اجزای مساجد نبوده و بیش تر از مظاهر دوره ی عباسیان است.
قدس ، کهن ترین شهر جهان و مهد سه آئین آسمانی (1)
تاریخچه : ‌از نظر تاریخی، قدس از کهن ترین شهرهای جهان به شمار می رود بطوریکه عمر آن از (45) قرن فراتر است، مهد سه آئین آسمانی (یهودی، مسیحی، اسلام)
قدس در تاریخ به نام های متعددی شناخته شده است که از معروفترین آن می توان به ، یبوس، إیلیا، کابتولینا، بیت المقدس، القدس، القدس الشریف اشاره کرد.
یبوس همان نامی است که قدس قریب به 4500 سال پیش بدان شناخته شد و منسوب به یبوسیهایی بوده که از تبار عربهای اولیه جزیره العرب هستند، یبوسیها ساکنان اصلی قدس به شمار می روند، آنان نخستین ساکنان قدس هستند که در حدود (2500 ق.م) به همراه قبایل عرب کنعانی به این منطقه آمدند و با تپه های مشرف بر شهر قدیمی قلعه ای را بر تپه جنوب شرقی یبوس ساختند که به دژ یبوس معروف گشت، ( این دژ از قدیمی ترین بناهای قدس به شمار می رود )، هدف از ساخت این دژ دفاع از شهر و محافظت از آن در برابر حملات و تهاجمات عبرانی ها و مصری ها ( فراعنه ) بوده است.
یبوسی ها همچنین نسبت به تأمین آب دژ و شهر خود همت گماشتند، آنان قناتی را حفر کردند تا آب چشمه جیحون ( نبع العذرا ) واقع در دره قدرون (امروزه به چشمه سلوان معروف است) را به درون دژ و شهر انتقال دهند.
قدس به نام“ اور شالم” نسبت به شالم (خداوند صلح کنعانی ها ) نیز معروف بود. این نام در کتب مصری معروف به لوح های تل العمارنه که تاریخ آن به قرنهای هیجدهم و نوزدهم قبل از میلاد باز می گردد، ذکر شده است.
یبوس در دست یبوسی ها و کنعانی ها بود تا اینکه در سال (1409 ق.م) به تصرف داوود پیامبر (ع) در آمد و از آن هنگام به شهر داوود موسوم گشت، داوود نبی این شهر را به پایتختی برگزید. این شهر پس از حضرت داوود به فرزندش سلیمان (ع) رسید و در عهد ایشان به اوج شکوفایی معماری رسید، در همین مقطع دین یهود رواج یافت. در سال 586 ق.م قدس به حکمروایی فارسیان در آمد، این شهر پیشتر توسط بخت النصر اشغال و کاملاً ویران شده و ساکنان یهودی به بابل انتقال یافته بودند. شهر قدس در حکمرانی فارسها بود تا اینکه به سال 332 ق.م توسط اسکندر مقدونی به اشغال در آمد. قدس در عصر یونانی دوره بی ثباتی را سپری کرد به ویژه پس از مرگ اسکندر مقدونی که بحرانها و اختلافات میان بطلمیان (پیروان بطلمیوس که مصر را تصرف کرده و دولت بطلمیان را تأسیس کرد) و سلوکیان (منسوب به فرمانده سلوکس که با تصرف سوریه حکومت سلوکیان را بر پا نمود) بود، این دو سعی در تصرف و حکمرانی بر این شهر را داشتند.
در سال 63 ق. م رومیان به فرمانده ی “ بومبی ” قدس را اشغال کردند، در سال 135 م هادریانوس امپراطور روم شهر قدس را کاملاً ویران ساخت و به جای آن مستعمره ای جدید بنام (ایلیا کابتولینا ) دایر نمود. قدس در دوران بیزانسی (330ـ 636 ) به ایلیاء نامیده می شد، در این برهه با گرویدن قسطنطین امپراطور به دین مسیحیت، آئین مسیحیت دین رسمی امپراطوری بیزانسی گشت. در این دوره همچنین هیلانا ملکه مادر کلیسای قیامت را در سال 335 م بنا نهاد.
در سال 614 م فارسها مجددا قدس را اشغال کردند. قدس تا سال 627 م جزء قلمرو فارسها بود تا اینکه هرکول آن را باز پس گرفت و این شهر تا فتح اسلامی در حکمرانی بیزانسی ها بود.
از آنجائیکه اسلام آئینی جهانی بوده و به عرب ها محدود نمی شد، لذا عرب ها و مسلمان ها موظف شدند آن را در همه کشورها منتشر سازند، و نتیجه آن فتوحات اسلامی بود که فلسطین از جمله نخستین کشورهایی که سپاهیان اسلامی به سوی آن رهسپار شدند. از زمان فتح اسلام تا سال 217 هجری قدس بنام ایلیاء و بیت المقدس نامیده می شد تا اینکه کم کم و برای اولین بار در تاریخ اسلامی یعنی ً از سال 216 هجری ، این شهر قدس نام گرفت‌.
این نامگذاری بعدها جا افتاد بطوریکه در زمان خلافت عثمانی بنام “ قدس شریف ” موسوم گشت. به سال ( 492 هـ /1099 م ) صلیبی ها قدس را اشغال و بدون توجه به قداست و جایگاه دینی اش، ‌دست به فساد و ویرانی زدند و در این رهگذر مرتکب قتل عام های و حشیانه ای در صحن حرم شریف شدند. صلیبی ها به این اعمال ددمنشانه بسنده نکرده و علاوه بر تاراج و چپاول، مسجد الاقصی را به کلیسا و اسطبل برای اسب ها و احشام خود مبدل ساختند و پس از صلیبی ها به اسطبل سلیمان معروف شد. صلاح الدین ایوبی فلسطین را آزاد و قدس را از چنگال صلیبی ها رهانید و آن را به ‎ آغوش اسلام و مسلمانان بر گردانید. قدس پس از ایوبی ها همچنان در دست مسلمانان بود و سرانجام در سال 1917 م خلافت عثمانی بر قدس توسط انگلیسی ها سرنگون شد.


نوشته شده در  پنج شنبه 88/6/26ساعت  5:4 عصر  توسط اسما 
  نظرات دیگران()

امام علی(ع ):

سرگرمی به آنچه زوال پذیرد،عمر را تباه می سازد .


نوشته شده در  یکشنبه 88/6/22ساعت  6:0 صبح  توسط اسما 
  نظرات دیگران()


لیست کل یادداشت های این وبلاگ
میر حسین موسوی! و حکایتی که همچنان باقیست.
عشق یعنی انتظار مُنتظر...
وعده ما بعداز ناهار! راهپیمایی سبز! روز قدس.
قبه الصخره مسجد الاقصی نیست!؟
کلام نور